زيبايي هاي زندگي !








































































 


بگذار بگويند خسيسم

من دوستت دارم هايم را الكي خرج نميكنم جز براي مهرباني خودت


 
* * * * * * * * * * * * * * * * *

بوي مهرباني ميآيد

كجا ايستاده اي ؟ در مسير باد !؟


 
* * * * * * * * * * * * * * * * *


خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يك به يك پر كرد

و رمز جدول چنين بود:

دوستم بدار

 


 
* * * * * * * * * * * * * * * * *

موج آرام نگاهت لاف دريا را شكست / از حصار شب گذشت و مرز فردا را شكست

غم بر روي شانه هايم سالها لم داده بود / مهربانيهاي تو ، قنديل غمهايم شكست


 
* * * * * * * * * * * * * * * * *


ايمان داشته باش كه كمترين مهرباني ها از ضعيفترين حافظه ها پاك نميشوند ،

پس چگونه فراموش خواهي شد تو كه پيشه ات مهرباني است . . . ؟


 
* * * * * * * * * * * * * * * * *


انتهاي آسمانم  قلب توست*مهربان،اين آسمان ازآن توست

 آسمانم هديه اي ازسوي من* تابداني قلب من هم ياد توست


 
* * * * * * * * * * * * * * * * *


ميشه پروانه بود و به هر گلي نشست

اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلي نشست

دسته ها : اس ام اس


       تصاوير شگفت انگيز از دنياي مينياتوري

 

در صورتي كه عكس ها باز نميشوند بايد بالاي ايميل گزينه Show Image يا Display images below را بزنيد

 

 

 


ماجراي چكمه ها و مربي !

http://newsroom.unl.edu/releases/downloadables/photo/20100309groundwater3.jpg


خانم جواني كه در كودكستان براي بچه هاي 4 ساله كار ميكرد ميخواست چكمه هاي
يه بچه اي رو پاش كنه ولي چكمه ها به پاي بچه نميرفت بعد از كلي فشار...و خم و راست شدن،
بچه رو بغل ميكنه و ميذاره روي ميز، بعد روي زمين بلاخره باهزار جابجايي و فشار چكمه ها
رو پاي بچه ميكنه و يه نفس راحت ميكشه كه ...
هنوز آخيش گفتن تموم نشده كه بچه ميگه اين چكمه ها لنگه به لنگه است .


خانم ناچار با هزار بار فشار و اينور و اونور شدن و مواظب باشه كه بچه نيفته هرچه تونست كشيد
تا بلاخره بوتهاي تنگ رو يكي يكي از پاي بچه درآورد .
گفت اي بابا و باز با همان زحمت زياد پوتين ها رو اين بار دقيق و درست پاي بچه كرد كه لنگه به لنگه نباشه ولي با چه زحمتي كه بوت ها به پاي بچه نميرفتن و با فشار زياد بلاخره موفق شد كه بوت ها رو پاي اين كوچولو بكنه
كه بچه ميگه اين بوتها مال من نيست.


خانم جوان با يه بازدم طولاني و كله تكان دادن كه انگار يك مصيبتي گريبانگيرش شده. با خستگي تمام نگاهي به بچه انداخت و گفت آخه چي بهت بگم. دوباره با زحمت بيشتر اين بوت هاي بسيار تنگ رو در آورد.


وقتي تمام شد پرسيد خب حالا بوت هاي تو كدومه؟ بچه گفت همين ها بوت هاي برادرمه ولي مامانم گفت اشكالي نداره ميتونم پام كنم....
مربي كه ديگه خون خونشو ميخورد سعي كرد خونسردي خودش رو حفظ كنه و دوباره اين بوتهايي رو كه به پاي اين بچه نميرفت به پاي اون كرد يك آه طولاني كشيد وبعد گفت
خب حالا دستكشهات كجان؟
توي جيبت كه نيستن. بچه گفت توي بوتهام بودن ديگه!!!!!

 
 

 

 

abe oil on wood in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
anton oil on wood in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
bryan drury oil on wood in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
 
drury oil painting in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
 
 
imitation detail oil on wood in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
justin oil painting in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
 
vick oil on wood in Hyper Realistic Oil Paintings by Bryan Drury
بانك پروژه و پايان نامه دانشجويي
دسته ها : هنري
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


شايد بخنديد !!

http://www.dordone.com/user_files/image/image9/0.688682001332427195_dordone_com.jpg

 

چند وقت پيش با بابامدعوام شد، دستشو برد بالا كه
بزنه تو صورتم...!
منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم:
بزن بابا..!
بزن !
بزن بذار بفهمم كه پدر بالا سرمه...!
بزن كه بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم...!
بزن بابا!
ودر نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم

ظهر تو خونه دراز كشيده بودم و TV ميديدم
كه متوجه شدم كه يهنفر از تو كوچه داره
اسممو با بلندگو صدا ميزنه
اولش فكر كردم شايد با كس ديگه ايي كار داشته باشه اما
بعد از چند ثانيه اسم و فاميلو با هم صدا زد
رفتم تو كوچه ديدم يه وانت سبزي فروشي
جلو در خونه ايستاده بهش گفتم منو از كجا ميشناسي
گفت مامانت سر كوچه ازم
سبزي خريدو گفت بيام اينجا صدات كنم كه بياي بگيري.

مكالمه اي بين من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست مي خوردم
- نوش جونت پسرم
- ريخت رو فرش
- كوفتو بخوري نكبت...

من هيچوقت نفهميدم چرا آدما زيرِ پتو احساس امنيت ميكنن...
حالا گيريم يه قاتل اومد توي اتاق خواب بعد حتما ً
ميگه :
الان اومــــــدم بكــــشمـــــــِــــت... اَهلعنتي پتو داره نميشه!

بدون هيچ گونه ترديدي يكي از درهاي جهنم مخصوص كساني است كه بعد از گفتن
يك جوك راجع بهش توضيح مي دن ...

زنگ زدم پشتيباني ميگم: چرا سرعت اينترنتم كم شده؟
ميگه: چون كندي سرعت دارين!
گفتم اجرت با سيد الشهدا خيالم راحت شد، يه خانواده از نگراني دراوردي !
پس دليلش اينه! البته خودمم شك كرده بودم!

 

بر بلنداي تمامي تفكرات مثبت‌گراي خويش،

محكم بايست

و با چشماني سرشار از كنجكاوي و محبت به دريا نگاه كن،

هر آنچه كه در خود مي‌جويي را

در گستره‌ي پرتلاطم دريا خواهي يافت.

 

و

 

آنگاه

 

مشكلاتت را به دريا بسپار

 

.

.

 تصاويري زيبا و متفاوت از تهران

 

در صورتي كه عكس ها باز نميشوند بايد بالاي ايميل گزينه Show Image يا Display images below را بزنيد

 

 

 





اين بازي تست اعصابه .خيلي باحاله. با موس بايد بازي كني .هركي تونست تا مرحله ۴ بره خيلي كارش درسته.

روي لينك كتيبه كليك كن تا وارد بازي بشي=))=))



http://fun.sdinet.de...h/games/lab.swf

تو مسيرهاي زرد رنگ بريد فقط سكته نزنين خوبه
 
هركي سكته كرد مسعوليتش با خودشه
X